بهاء الدين محمد بن مؤيد بغدادي
138
التوسل إلى الترسل ( فارسى )
چهرهء ايّام و قوت اعضاد ملت و نمونهء اثر دولت و نوباوهء باغ اقبال و نتيجهء فضل ذى الجلال است ميسر شد و مهمات اين « 1 » ولايت مكفى و مقرر گشت وصيت فايح اين بشارت با نسيم صبا گرد عالم در جولان آمد و حال خراسان در طراوت و نضارت « 2 » طراز اول رسيد و بفيضان انوار معدلت ما شرف عهد گذشته باز يافت و دين حق ديگربار در نصاب ( خويش قرار « 3 » ) گرفت واجب ديديم اين فتحنامه اصدار فرمودن ، و جانب « 4 » فلان را - كه اهتزاز ايشان بورود ( خير چنين اخبار سارّ شاد گردانيم « 5 » ) - اين احوال باز نمودن ، تا حظ « 6 » كامل ازين شادى جهانيان را « 7 » شامل است بردارند ، و شكر ربّانى ( اين مواهب بزرك بجاى آرند و بر همگنان واجب است شكر اين چنين موهبتى « 8 » ) اختصاص دارند واجبتر ( باد باز « 9 » ) رسانند ، و در اوقات مرجوّ بدعوات صالحه كه از آن حسابهاى بزرك گيريم مدد فرستند ، و اين بشارت را « 10 » فى كل ( واد ناد « 11 » ) الى كل حاضر و باد تبليغ كنند ، و بفضل ربّانى واثق باشند كه امثال اين لطايف ( و انواع اين وضايف « 12 » ) شكر را مستغرق گرداند بسيار روى خواهد « 13 » نمود ، و زيادت ازين بشارتنامهها سوى دار الملك متواتر ( و متعاقب خواهد بود « 14 » ) ، و الله يحقق ظنون المعتصمين بحبله و ينصر جيوش المسلمين بفضله ، و للم « 15 » . « 16 » اين عهدنامه به جهت يكى از ملوك اطراف سواد كرده شد تا برين جملت سوگند خورد قال الله تعالى و هو اصدق القائلين و احق الواعظين يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ ، ( و قال عز من قائل « 17 » ) وَ أَوْفُوا بِعَهْدِ اللَّهِ إِذا عاهَدْتُمْ .
--> ( 1 ) آن . ( 2 ) ضا ، با . ( 3 ) قرار خويش . ( 4 ) ضا ، فلان و . ( 5 ) اخبار ساره دانيم ( ظ ، خير چنين اخبار ساره دانيم ) . ( 6 ) حظى . ( 7 ) كه جهانرا . ( 8 ) كه همگنانرا واجب است و بديشان كه بدين موهبت . ( 9 ) باداء . ( 10 ) بشارت . ( 11 ) ناد و واد . ( 12 ) كه وظايف ( ظ ، كه انواع وظايف ) . ( 13 ) خواهند . ( 14 ) و معاقب باشد . ( 15 ) سا ( ظ ، و السلام ) . ( 16 ) عنوان سوگندنامه در نسخهء پاريس چنين است : اين عهدنامهايست هم به جهت يكى از ملوك اطرافى سواد كرده شد تا برين جملت در بندگى خداوند عالم اعلى اللّه شانه و اظهر برهانه سوگند خورد و السلام . ( 17 ) و قال اللّه تعالى ايضا و هو من عز قائل .